درباره من

علی با نام خانوادگی مرادی
گاهاً در اینترنت و انجمنها با نام مستعار ocarina فعالم ، و این نام ocarina(اکارینا) یادگار وبلاگ مرحوم قبلیم بود با نام ocarina.ws

زادگاهم ایران/مشهد و همچنین ساکن مشهدم ، پدر و مادرم تبارشان به اهالی افغان ستان میرسد ، و من اگر از خون باشم از آنجا و اگر از خاک باشم از اینجا ، ولی قانوناً از هیچ کجا ، زیرا اینجانب تا بدین لحظه تابعیت هیچ کدام از کشور های موجود در کره زمین را نتوانسته ام اختیار کنم! و بدین سان بسی خوشحالم…

آنطور که در کارت آوارگی/پناهندگی/مهاجرت من نبشته اند متولد ۱۲ مرداد ماه ۱۳۶۵ هستم ، ولی ظارهراً بر اثر یک اشتباه لپی مسئولین اینطور شده که من را ده روز بزرگتر بنگارند.

دولت  محترم” دوست و برادر” ایران  بود که مرا مجبور کرد که بدلیل  آنچه که آورده اند ” فقدان یک وطن پدر و مادر دار” تحصیل را بکنم ترک تا آنها خودشان بتنهایی تحصیل را بکنند!

بر خلاف تحصیلات و علاقه ای که داشتم و بنا به شرایط محیطی/ملیتی/تحصیلی به کار بازار مشفولم ، بازار هم با تمام کساتی و بی رونقی مشفول ما! ، سرو کارم با پوشاک زنانه در راسته شال و روسری و تولید آن است (البته اگر بگذارند)

اوقات فراغتی اگر باشد علاقه دارم با شنیدن موسیقی ، و خواندن شعر سپری کنم ، نیازمند آرامش…

  1. darya
    ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۸ | #1

    چه زندگی نامه ی خلاصه ای داری ماله من میکشه به یه کتاب خوش به حالت

  2. sana
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۵:۲۴ | #2

    چقدر شبیه مال منه ما مهاجرین همه بیشتر اینجوری هستیم .

  3. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۷:۳۲ | #3

    سلام آقا. خوب شد یک نفر دیگر را دیدم که درست و دقیق و مشخص نوشت از کجا است و از کجا نیست. خوشم آمد. بی وطنی هم خودش دنیایی دارد. مثل این روزهای من که هیچ دل و دماغ برگشت به خانه ی اجباری را ندارم.. جایی که از هرجای دیگر بیگانه تر بودم… خوش باشی

  4. ۱ تیر ۱۳۸۹ در ۰۶:۰۱ | #4
  5. شیما
    ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۸:۲۹ | #5

    ای در وطن خویش غریب

    لایک برای جمله ی عاصف حسینی اون جایی که گفت شما درست و دقیق و مشخص نوشته اید از کجا هستید و از کجا نیستید

    پس شما یه مردادی هستید کم هم مونده به تولدتون انگار :دی

  6. شیما
    ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۸:۳۱ | #6

    من یه عمر فکر میکردم عاصف آصف نوشته میشه ولی نمیدونم چرا حالا عاصف

    عاصف ؟!
    اصف ؟!

    شاید معناهاشون هم متفاوت باشه

  7. شیما
    ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۸:۳۳ | #7

    یعنی دریا چه زندگی ای داره که اندازه ی یه کتاب زندگینامه شه

    احساس کنجکاوی در حد محدود :دی

    ها دریا؟ تو زندگینامه ت چیه ؟

  1. بدون بازتاب